خاطرات کنکور تا دانشگاه

تا چند ماه پیش خاطرات کنکور رو نوشتم حالا می خوام از دانشگاه بنویسم

خداروشکر از اون روزی که تصمیم گرفتم مثبت بیندیشم  خیلی حالم خوبه خیلی هم اتفاق های خوب افتاد

از مسافرت چند روزه اصفهان بگیر که واقعا عالی بود

خیلی شهر قشنگیه مخصوصا کلیسای وانک عاللللللللللللللللللییییییییییییییییییی بود

معماری و نقاشی های داخلش حرف نداشت

امروزم که امتحان شناسایی کاتیون ها رو داشتم اولش هول شده بود محلول هام اشتباه میشد اما از اون جایی که یه پارتی قوی پیش خدا دارم تا ازش خواستم پیش خدا سفارشم رو کرد خدای خودمم مثل همیشه کمکم کرد

10 نمره پایانی بود

بعدش هم ساعت 9 صبح دنبال کافی شاپ بودیم جشن تولد بگیریم

اخر سر هم بعد کلی بالا و پایین کردن شهر یه جای دنج و لوکس پیدا کردیم خیلی قشنگ بود

بعد یه تولد کوچولو 4 نفره گرفتم و تو دفتر خاطراتمون کلی خاطره خوب ثبت شد

خدایا ممنون

اهان راستی امروز تو دانشکده سمینار بیماران پروانه ایی بود اشکان خطیبی اومده بود!

خخخخخخ من که سمینار نرفتم فقط دیدم تو حیاط ولی واقعا سوالا چه ربطی این سمینار به ایشون داره؟؟

؟ نوشت: یکی فکر کنم از دستم ناراحته اما دلیلش رو نمیدونم؟!

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 20:1 توسط یه دختر مهربون|

خدایا شکرت 

حالا خوب الانم رو با هیچ چیز عوض نمی کنم

ممنون که با همه بدی هام همه جوره هوام رو دارییییییییییییی

نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 19:34 توسط یه دختر مهربون|

سلام بر دوستان دانشجو عزیز روزتون مبارک

واییییی امروز خیلی خوب بود

میگن انچه نکوست از بهارش پیداست( خخخ نمیدونم درسته گفتم یا نه) دقیقا مطابق امروز من

اول صبحی با صدای یه دیونه که عاشقشم شروع شد بعدش استاد اومد کلی حالش خوب بود و گفت کویزنمی گیرم تازه کلاس پنجشنبه اش رو هم کنسل کرد و من با خیالی اسوده به مسافرت میرم

بعدش اومدیم دانشگاه دیدیم هیچ خبری از جشن نیست بلافاصله برای این که حال خوبمون خراب نشه پریدیم سوار رخش پری شدیم بریم دربند صبحانه بخوریم اما واقعا هوا نا جوان مردانه سرد بودگفتیم بیخیال هوای ازاد رفتیم حلیم زعفرانیه یه حلیم عالیی خوردیم

کلا امروز خوب بود خدایا شکرت

خخخخ و من باز هم سرما خوردم یعنی این چند وقت انقدر سرما خوردگی گرفتم کم مونده باهاش ازدواج کنم

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 20:51 توسط یه دختر مهربون|

یه سوال؟

کلا دانشجو های یه استاد مشکل دارن و درس رو نمیفهمن یا میشه یه احتمال کوچیک هم داد که شاید استاد هم مقصر باشه؟!

یعنی حالا هی من می خوام عصبی نشم مگه میشه!!!!!!!!

الان تو گروپ داشتیم با بچه های انجمن علمی درباره میکروب می حرفیدیم حدود 80 درصد بچه ها می خوان حذف کنن !

همه میگن عمرا نمیشه با این استاد پاس کرد

اخه استاد من ، اگه خودت هم یه استاد مثل خودت داشتی انقدر از دوران جذاب تحصیلت می گفتی!

استاد جان به من چه ربطی داره که مسایل مطبت رو با کل جزییات تعریف می کنی !

به من چه ربطی داره که کدوم دانشجوت تو کدوم دانشگاه چی کار کرده!

ای جناب دکتر ای کاش به جای انقدر حاشیه رفتن یه ذره خوب تدریس می کردی 

ای کاش به جای انقدر توضیح چرت یه بار درست و حسابی میکروب و خانواده متحرمش رو بهمون معرفی می کردی

و هزاران ای کاش دیگر

فقط یه دانشجویی که شهریه هر ترمش زیاد شده می فهمه سه واحد رو حذف کردن یعنی چی!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 20:50 توسط یه دختر مهربون|

دلم می خواست الان پیشش بودم همین!

نوشته شده در دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 22:7 توسط یه دختر مهربون|

شادی یعنی ...

شادی یعنی: بابایت تو حرم امام رضا کلی برات دعا کرده باشه!

شادی یعنی: بعد چند وقت وقتی خسته داری میای بعد از سه سال یکی بهتر دوستات رو ببینی!

شادی یعنی :خواهر کوچولت از راه مدرسه کلی برات چیپس بخره

شادی یعنی : داشتن زهرا

شادی یعنی : برا دوستت کادو بخری

شادی یعنی : امتحان سیستم کنسل شد

شادی یعنی : بابات هر هفته مسافرت بره و هر سری برات سوغاتی بیاره

شادی یعنی : خوردن سبزی پلو مامان یکتا تو ماشین جلو یونی

شادی یونی : قبل کلاس جانور با پرستو کلی عکس سلفی بگیری

شادی یعنی: فردا با این که از کلاس میکروب متنفری و لی به عشق خواب سر کلاسش بری

شادی یعنی : بعد ازمایشگاه چهارتایی برید پارک بانوان تو اون سرما صبحانه بخوری با نون سنگک داغ

شادی یعنی :هفته بعد بابات فقط برای دیدن زاینده رود ببرتت اصفهان

شادی یعنی: دید مثبت داشتن به همه چیزای اطرافت

یه چالش یا شاید بهتر بگم تمرینه!

دلم می خواد برا یه مدت هم که شده شاد باشم و از هر اتفاقی جنبه مثبتش رو ببینم

 

نوشته شده در دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 21:59 توسط یه دختر مهربون|

ای خدا اخه چرا باید یه سری ادم بیشعور و پر توقع تو این جامعه باشن!!!!!!!!!!

اول صبحی رو اعصاب ادم صبح گاه برن

بعضی موقع ها دلت می خواد بر گردی بهشون بگی اخه ادم نا حسابی غرور تا چه حد!!!!؟

اخه به چیت می نازی!

اگه من بخوام خودمو بگیرم که اصلا نباید تو رو ادم حساب کنم !

پس احترام گذاشتنم رو پای ساده بودن نزار!؟

پای تربیت و شعور خانوادم بزار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اعصااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابممممممممممممممم خورده!

پ.ن به نیت یه پست پر انرژی و پر از حس خوب اومده بودم نت! شرمنده نشد!

نوشته شده در جمعه هفتم آذر 1393ساعت 10:36 توسط یه دختر مهربون|

سخت است درک کردن دخـتری که غـم هایش را خودش میداند و دلش... که همه تنها لبخندهایش رامیبینند که حسرت میـخورند بخاطرشاد بودنش بخاطرخنده هایش وهیچکس.. جزهمان دخترنمیداندچقدرتنهاست که چقدرمیترسد ازباختن ازاعتمادِ بی حاصلش ازیخ زدن احساس وقلبش از زندگـی..
نوشته شده در یکشنبه دوم آذر 1393ساعت 22:30 توسط یه دختر مهربون|

 

 

ببخش خودت را 

برایِ تمامِ راه های نرفته?

برایِ تمامِ بی راه های رفته

ببخش ،بگذار احساست 

قدری هوایی بخورد ...

گاهی بدترین اتفاق ها

هدیه ی زمانه و روزگارند

تنها کافیست خودمان باشیم !

که خود را برای تمامی ِ این بی راه ِ رفتنمان ببخشیم

و به خودمان بیائیم

تا خدا تمامی ِ درهای که به خیال ِ باطلمان بسته را به رویمان باز کند.

خطاهایت را بشناس 

آنها را پذیرا باش

و تنها بین ِ خودت و خدایَت نگهشان دار

این دنیا نامحرم بد دل

نامحرم نامروت زیاد دارد! 

تا دست خدا هست؛ تا مهربانیش بی انتهاست

تا می گویی خدایا ببخش

به دورت می گردد و می بوستت و می گوید جانم چه کرده ای مگر؟

دیگر تو را چه نیاز به آدمها ؟

تنها خودت باش و 

زیبا بمان

و بگذار با دیدنت

هر رهگذر ِ ناامیدی

لبخندی بزند

رو به آسمان 

و زیرِ لب بگوید :

هنوز هم می شود از نو شروع کرد ... !

نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 20:39 توسط یه دختر مهربون|

تختے کہ امروز صبح خالے شد ... و قلبے کہ دیگر روے تکرار نیست... و ھوادارانے کہ دیگر نمے توانند نگرانت شوند... و صدایے کہ تا ابد جاودانہ مے ماند خداحافظ مرتضے ...

روحش شاد

نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 16:40 توسط یه دختر مهربون|


آخرين مطالب
» هفته خوب
» بسم الله الرحمن الرحیم
» روز دانشجو مبارک
» میکروب
» ای کاش الان کنارش بودم
» شادی یعنی...
» ....
» دخترانه
» خدای من
» روحش شاد


Design By : Pichak